|
|
جهان کهنه ، جهان نو (2) |
|
|
از آنجا که ما اطلاعی از دلیل ریشه ای این احساس کسالت و یکنواختی نداریم سخت بدنبال تازگی و بداعت هستیم . حتی بر سر این موضوع یک صنعت عظیم بوجود آمده است . هر ساله مسافران زیادی در پی آن احساس رهایی بخش و دل انگیزی که دیدن تازگیها دارد هزاران کیلومتر را طی می کنند . هر چقدر چیز جدیدی که می بینند دورتر از عادات روزمره اشان باشد احساس شگفت انگیز نیز بیشتر است . پشت چنین عملی واقعیت نیاز ما به خاموشی حتی موقتی ذهن نهفته است . ساحران توصیه می کنند بجای دل خوشکنک های موقتی به ریشه بپردازیم . انسان ها توانایی این را دارند که هر بار تازه نگاه کنند . تازه نگاه کردن چنان با ذات ما همخوانی دارد که قدرت و کیفیتی بی نظیر ایجاد می کند . قدرتی که پس از غلبه ذهن از طریق تکرار ، به عکس خود یعنی روزمرگی کشنده منجر می شود . همه ما اولین دیدگاه از محل کار یا زندگی امان و فضای تر و تازه و حتی شگفت انگیز آن را بیاد داریم . در صورتی که آن را با دیدگاه فعلی امان مقایسه کنیم می توانیم تفاوت بینش مستقیم و ارجاع به حافظه را درک کنیم . در اولین دیدارها حداکثر دقت جلب شده است از اینرو اولین دیدارها را می توان شکل ابتدایی آن چیزی دانست که اگر ادامه پیدا کند به تازگی مطلق یا آنطور که ساحران می گویند "دیدن مستقیم انرژی " می انجامد . از دست دادن شکل انسانی پایان قاطعی بر دیدگاه کهنه است . از آنرو که دیگر ذهنی وجود ندارد تا واسطه درک مستقیم شود چنان همه چیز دگرگون به نظر می رسد که گویی این یک سیاره دیگر است . |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 4:37  توسط علی |
|
||
