|
|
طغيان احساسات |
|
|
در درجه دوم ذهن عمدا تحريكاتي را ترتيب مي دهد تا التهابي دروني بر انگيزد . ساحران تاكيد مي كنند كه طغيان احساسات عاطفي يا خشمگينانه ما هدف اصلي چنين تحريكاتي است . از نظر آنان ذهن بيگانه موجودي بس باهوش و سازمان يافته است و براي نيل به هدف خود از سيستمي روش دار استفاده مي كند . نمونه اي از اين سيستم را مي توان در مواقعي يافت كه در اجتماعات انساني تضاد منافع رخ مي دهد . بعنوان مثال ذهن بيگانه اشخاص را وا مي دارد كه بدون رعايت حق يا نوبت بر طبق منافع خود عمل كنند . چنين تحريكي هرگز مورد شك قرار نمي گيرد چرا كه افراد گمان مي كنند منشاء آن چه كه در جهت منافع آنهاست بايد خودشان باشند . همزمان به آنها که حقشان خورده شده سرکوفت اعتراض کردن ميزند . در قائله اي که پس از آن براه ميافتد مقدار زيادي انرژي آزاد ميشود . موضوع بسيار مهم ديگر نقش افراد ناظر است . ذهن آنها وادارشان مي كند بسته به موقعيت خود طرف يكي از منازعين باشند . نزاع و خشم همواره مهمترين ممر تغذيه بيگانگان است . با اينحال طغيان احساسات عاطفي هم مي تواند چنين هدفي را برآورده كند . از اين رو ذهن مخترع وابستگي هاي گوناگوني مي شود و همزمان فقدان آنها را فاجعه اي سهمناك جلوه مي دهد . وسواس تجديد مداوم اين وابستگي ها يا تاسف جانكاهي كه پس از فقدان اشياء يا اشخاص بوجود مي آيد به معناي موفقيت مطلق ذهن بيگانه است . در مقابل ساحران عنوان مي كنند كه هرگز نبايد اتفاقي را باور كرد . طبق نظر آنان تحت هر شرايطي شخص بايد كاملا خونسرد باقي بماند . انرژي كه از اين طريق ( و در دراز مدت ) ذخيره مي گردد به نحوي شگفت انگيز به هوش و قدرتي بي همتا تبديل مي گردد . ساحران اصطلاحا مي گويند كه اولين دقت ديگر نمي تواند تمام انرژي را بخود تخصيص دهد بنابر اين انرژي آزاد شده بر دومين دقت متمركز مي گردد . |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 3 خرداد1384ساعت 11:40  توسط علی |
|
||
|
|
چرخه هاي فراموشي |
|
|
بنظر مي رسد تسلط بيگانه دو روش مشخص براي بهره كشي بنيان نهاده است . در درجه اول تمام توان خود را بكار مي گيرد تا ذهن را شلوغ نگاه دارد . به اين جهت ما دائما در حال فكر كردن به هر موضوع تصور پذيري هستيم . افكار بصورتي مداوم از شاخه اي به شاخه ديگر مي پرند . ساحران عنوان مي دارند كه براي نيل به چنين هدفي ذهن دسته بندي موضوعاتي را كه با ” هدف “ متحد شده اند ، امري طبيعي جلوه مي دهد . براي مثال اگر كالائي در ويترين يك مغازه توجه ما را جلب كند فكر بعدي مي تواند اين باشد كه يكي از دوستانمان قبلا نظير آن را خريده است . سپس ممكن است بياد ديدار هفته گذشته با او بيفتيم . ممكن است به اين نتيجه برسيم كه در خيابان محل ديدار كاري انجام نشده داريم . موضوع بعدي نحوه انجام اين كار است و ... ذهن ارتباط چنين موضوعات متفاوتي را كاملا طبيعي جلوه مي دهد تا دقت را براي مدتي بدنبال خود بكشد . چنين چرخه هاي بيهوده اي از تفكر معمولا چند ده ثانيه طول مي كشند تا هنگامي كه شخص مجددا به خود بازگردد . با اينحال چرخه بعدي خيلي زود در انتظار است . در طي اين لحظات فراموشي ما در ذهن خود نقشه ها مي كشيم ، گفتگوها مي كنيم ، معامله ها و نزاع ها مي كنيم ، رفتارهاي طرف مقابل يا چرخش هاي سرنوشت را تا چندين مرحله پيش بيني مي كنيم و سپس چند ثانيه بعد به لحظه حال باز مي گرديم بدون اينكه چنين تخيلاتي هرگز با همين شكل در زندگي روزمره صورت واقعيت بگيرد . ساحران بر احساس هوشياري كه نقطه مقابل چنين فراموشي هائي است تاكيد زيادي مي كنند . احساس هوشياري دائمي باعث مي گردد تا اين چرخه آغاز نگردد يا بسيار زود پايان پذيرد . تاكيد بسياري بر اين موضوع شده است كه شخص بايد عمدا خود را وادار به سكوت دروني كند . شلوغ نگه داشتن ذهن ترفندي است كه امكان آگاهي ما از طبيعت جادوئي خويش را بدليل خستگي و ترديدي كه ماهيت تفكر است ، براي هميشه از بين مي برد . |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 3 خرداد1384ساعت 11:38  توسط علی |
|
||
