|
|
|
|
|
بهترین راه برای اشاره به کیفیت بیگانه ذهن پرسشی ساده است : وقتی تنها هستید چه می کنید ؟ هر فردی پاسخی یکسان به این پرسش می دهد : " با خودم حرف می زنم " . ساحران تولتک اشاره می کنند که در حقیقت این ما نیستیم که با خود حرف می زنیم بلکه موجودی بیگانه است که نه با ما بلکه با خودش حرف می زند . در واقع کسانی که سکوت درونی را به شکلی موثر تجربه کرده اند عنوان می کنند که انسان همچون بقیه موجودات خود اندیشی ناچیزی آنهم به هنگام ضرورت یا دفع خطر بیرونی دارد . در بقیه موارد سکوت غالب است . چیزی درست بر خلاف حالت فعلی که ما معمولا در باره همه چیز و همه کس اندیشه و قضاوت می کنیم . به هر حال ما در سطحی ناخود آگاه از این موضوع با اطلاعیم . از اینرو مسلک های بیشماری وجود دارند که هر یک به نوعی از مراقبه یا اعمالی که در آنها ذهن باید خالی از فکر باشد یا بر معنویت و پروردگار متمرکز شده باشد پشتیبانی می کنند . بنا به نظر ساحران فریب بی نقص است ، از اینرو همه صدای ذهن را افکار خود تلقی می کنند . تاکید گفتگوگر بیگانه بر منافع شخصی آنها را قانع می کند که این صدای خودشان است : بجز خود ما چه کسی ممکن است در بند منافع ما باشد ؟ این شکل سوء استفاده از خودبینی بشری برای ما بسیار گران تمام شده است . |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 8 فروردین1384ساعت 13:54  توسط علی |
|
||
|
|
دو نقل قول از حرکات جادویی |
|
|
۱- ششمین مرکز را که بالای سر جا دارد ، دون خوان به عنوان چیزی بیش از نابهنجاری وصف کرد و مطلقا خودداری کرد از اینکه به آن بپردازد . او آن را طوری تصویر کرد که مثل بقیه چرخش دایره وار انرژی را دارا نیست . - مرکز ششم انرژی به طور کامل به بشر تعلق ندارد . می دانی ، این طور بگویم که ما انسانها در اسارتیم . آن مرکز را مهاجمی ، متجاوزی نامرئی مالک شده است و تنها راه غلبه بر این متجاوز از طریق مجهز کردن مراکز دیگر است . - دون خوان ، یک کمی غیر عادی نیست حس کنیم که در اسارتیم ؟ - خوب شاید برای تو باشد ، ولی مطمئنا برای من نیست . من انرژی را می بینم و می بینم که انرژی در مرکز بالای سر مثل انرژی مراکز دیگر نوسان ندارد . حرکتی به جلو و عقب ، کاملا مشمئز کننده و کاملا بیگانه دارد . من همچنین دیده ام در ساحری که بر ذهنش غلبه کرده است (که ساحران آن را نصب بیگانه می نامند) ، نوسان آن مرکز کاملا مثل نوسان بقیه مراکز شده است . دون خوان در سراسر سالهای کار آموزی من ، به طور سیستماتیک رد کرد که در باره ششمین مرکز صحبت کند و هرگونه کند و کاو پر حرارت مرا تقریبا با بی ادبی نادیده گرفت . 2- یکبار به من گفت : - آگاهی تنها راهی است که بشر برای دستیابی به تکامل دارد و چیزی که برای ما بیگانه است ، چیزی که به وضع غارتگر جهان مربوط است ، امکان تکامل ما را با تصرف آگاهیمان از بین برده است . انسانها طعمه این نیروی غارتگر شده اند که به دلیل منافع خود ، کنش پذیری را تحمیل کرده که ویژگی سوی راست است .
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه 5 فروردین1384ساعت 12:29  توسط علی |
|
||
|
|
خوانندگان بیکرانگی |
|
|
خوانندگان بیکرانگی – دفتر هرمنوتیک کاربردی برگردان محمد رضا چنگیز – فرهنگ زاجفروشها چاپ اول 1383 انتشارات بهجت مجموع مقالاتی از کاستاندا که در سال 1996 در قالب ماهنامه ای به همین نام چاپ گشته بود .
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 4 فروردین1384ساعت 12:0  توسط علی |
|
||
