|
|
پروازگر × |
|
|
تولتکها سالکان را "جنگاور" و "جنگجو" می خوانند . آنها هر چیزی در زندگی یک انسان را نوعی "مبارزه" می دانند . هنگامی که من برای اولین بار با عبارت جنگجو مواجه شدم از خود پرسیدم طرف دیگر مبارزه کیست ؟ حتی در جایی از کتابها ، کاستاندا آن را مبارزه با دشمنان یک ساحر می پندارد ، چیزی که بلافاصله رد می شود . بناچار هنگامی که جواب روشنی برای این پرسش پیدا نشد آن را به مبارزه با نفس تعبیر کردم . همچنین آنها برای توصیف مانع درونی ما از عبارت "گفتگو" استفاده می کنند ، و تاکید می کنند که انسان مدام با خودش در گفتگویی درونی است . گفتگویی که توقف آن ، کلید دنیای ساحری است . فصل سایه های گلی را می توان گشاینده رمز این مفاهیم به حساب آورد . آنطور که به نظر می رسد اندیشه وجود پروازگران نه فقط در میان تولتک ها بلکه در تمام آئین های شمنی قاره آمریکا اصلی اساسی محسوب می شده است . به همین جهت در تمام این آئینها سالکان جنگجو ، و در حال مبارزه برای آزادی نامیده شده اند که اشاره ای به تلاش برای خلاصی از چنگ پروازگر دارد . آنها عنوان می کنند که افکار ما حاصل گفتگوی پروازگران است . به این جهت وضعیت اصلی ذهن انسانی را در غیاب پروازگر ، سکوت درونی می خوانند . آنها هر چیزی در زندگی بشر را نوعی مبارزه می دانند چرا که اعتقاد بر این است که کل دنیای بشری که ما می شناسیم از اثر سلطه این موجودات شکل گرفته است . این رمز گشایی ما را وا می دارد که کتاب ها را با مفاهیمی نوین تعبیر کنیم : خاموشی گفتگوی درونی عبارتی که بارها در کتابهای کاستاندا تکرار شده همان خاموش کردن ذهن بیگانه است . مبارزه سالک مبارز ، مبارزه برای پس زدن ذهن بیگانه است . آزادي که هدف هر سالک مبارز ذکر شده آزادی از چنگ پروازگر است . به نظر می رسد که نقطه اتکای جدیدی برای ما مهیا شده است تا علل نامتوازن بودن زندگی بشری را با استناد به امکان وجود پروازگران توضیحی دوباره دهیم .
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 7 دی1383ساعت 12:13  توسط علی |
|
||
|
|
سایه های گلی |
|
| بخش سايه های گلی از جنبه فعال بی نهايت ۸۲ کيلو بايت | ||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 2 دی1383ساعت 15:19  توسط علی |
|
||
|
|
متجاوز خارجی |
|
|
اين عامل خارجي گونه خاصي از موجودات غير ارگانيك شرح داده شده است كه بومي زمين نيستند اما كشفي خوشايند آنها را به اينجا كشيده است . اين كشف خوشايند آگاهي بينظير اما بي حفاظ انساني است . از اينجا عجيبترين ، غير قابل باورترين و در عين حال اساسي ترين اعتقاد قوم تولتك پاي پيش مي گذارد.اين اعتقاد كه در فصل "سايه هاي گلي" از آخرين كتاب كاستاندا شرح داده شده است بر اين اصل استوار است كه اين نوع خاص از موجودات آلي براي استفاده دائمي و بي انقطاع از انرژي انسانها آنها را تحت نوعي سلطه درآورده اند . از آغاز اين سلطه كه ظاهرا در گذشته هائي فوق العاده دور رخ داده است انسانها انرژي ذاتي و بي بديل خود را از دست داده اند و به اصطلاح به خاك سياه افتاده اند . ما در اين وبلاگ اين موضوع را بررسي ميكنيم : آيا واقعا ممكن است اين انديشه غير قابل باور ساحران ردي در واقعيت داشته باشد ؟ |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 2 دی1383ساعت 15:15  توسط علی |
|
||
|
|
دانش نهانی |
|
|
بخشی از پيشگفتار بهرام فره وشی در مقدمه دومين حلقه قدرت :
دون خوان به شاگرد خود همواره گوشزد مي كند كه براي وصول به مقصود و براي سپردن راه كمال، نخستين آموزش همانا از ميان بردن جدال دروني است. ناراحتي ها و نابساماني هاي جسمي و روحي ما مردمان اين قرن، جدال دروني و مكالمه ي اندروني است كه همواره آسايش را، درست در آن موقع كه مي خواهيم آسوده باشيم و كسب نيرو كنيم، از ما مي گيرد. رويدادي در زندگي روزمره ي انسان روي مي دهد، چه خوب و چه بد، اين رويداد خود پايان مي گيرد، ولي در ذهن ما تازه آغاز مي گردد. گرچه سرشت گذشت زمان و خاصيت اصلي آن، اين است كه لحظه هاي زندگي و رويداد هاي آن را، چه خوب و چه بد، به گذشته ها انتقال دهد و به گذشته ها واگذارد، ولي انسان اين قرن، عادت كرده است كه اين لحظه ها را كش دهد و سخت مي كوشد تا آنها را كه طبعا به گذشته ها تعلق دارند، با صرف نيروي ذهني از كيسه ي گذشته ها بيرون كشد و به زمان حال باز آورد و اين درست به هنگامي است كه خود از كار سخت روزانه فراغت يافته و نياز به آرامش دارد. انسان اين قرن گذشته هاي غالبا تلخ را همواره نشخوار مي كند و خود را ناراحت مي دارد و مجالي براي آسايش روح و ذهن خود باقي نمي گذارد. در لحظه ي رويداد، آن رويداد را تحمل مي كند و سپس در لحظات ديگر، در روزها و ماهها و حتي سالها در باره ي آن رويداد تلخ با خود مكالمه و مجادله دروني ايجاد مي كند. جدالي سخت در درون خود بر مي انگيزد كه اگر فلاني چنين گفت، مي بايستي پاسخي چنان داده مي شد و گاه شبي به سحر مي كشد و هنوز اين جدال دروني، اين مكالمه ذهن پايان نيافته است و در سپيده دم، صحنه ي جدال كه تن و روح آدمي است، سخت آشفته و درمانده است. گاهي اين صحنه ي جدال شديدتر از آنچه در واقعيت بوده است در درون آدمي جريان مي يابد و آسايش زندگي را بر هم مي زند و كينه اي دير پاي به وجود مي اورد كه در روح و جان آدمي ريشه مي دواند.بايد اين بگو مگوهاي دروني بر كنار شوند، بايد اين خود خواهي ها و خود بيني ها از ميان بروند تا آسايش حاصل شود.
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 2 دی1383ساعت 15:3  توسط علی |
|
||
|
|
موجودات غير ارگانيك |
|
|
آنطور كه كاستاندا گزارش ميدهد ساحران تولتك از چند هزار سال پيش گونه خاصي از موجودات ساكن هستي را كشف كردند كه سازواره نداشتند اما زنده بودند . تفاوت آنچه كه آنها ميدانستند با عقايد مشابه كه تقريبا در همه فرهنگها وجود دارد و به حضور نوعي موجود ناديدني دلالت دارد در آن است كه آنها با استفاده از توانائيهائي خود بعنوان ساحر گونه هاي مختلف اين نوع آگاهي را كه جسميت ندارد اما زندگي دارد كشف و طبقه بندي كرده اند . در كتابهاي كاستاندا از انواع مختلف آنها بخصوص گونه هائي كه همچون جانداران ارگانيك ، بومي كره زمين هستند و مانند آنها به سه دسته اصلي تقسيم مي شوند كه در واقع بديل دسته هاي اصلي جانداران ارگانيك يعني جانوران حشرات و گياهان است صحبت شده . |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 2 دی1383ساعت 14:59  توسط علی |
|
||
|
|
بخش دوم : سفر بازگشت |
|
|
شايد احساس ناخود آگاه ما ، هنگام تماشاي صحنه هاي بيرحمانه شكار حيوانات ضعيف در دنياي وحش خشنودي از اين موضوع باشد كه انسان جزو معدود موجوداتي است كه هرگز طعمه نمي شود . ساحران تولتك اين ادعا را رد مي كنند . آنها مي گويند كه انسان ها هم مانند اكثر موجودات قرباني وجه يغماگر دنيا شدند ، با اين تفاوت كه آنچه در آنها به يغما رفته است ، آگاهي آنها است نه هستي شان . به يغما رفتن ارزشمند ترين چيز، انسانها را به ورطه سقوطي مي كشاند كه همه مي شناسند . همه مي دانند كه چيزي در دنياي انسانها درست كار نمي كند و به همين جهت است كه همواره افرادي با ايده هاي اصلاحي جديد ، اقدام به ايجاد تغييرات اجتماعي و وضع قوانين انقلابي مي كنند . بنابر عقيده تولتكها نياز بشر امروز نه وضع قوانين اصلاحي ساخته و پرداخته ذهن ، بلكه بازپس گرفتن آگاهي به يغما رفته است . عملي كه دگرگوني بي نهايت شگفت انگيزي ايجاد مي كند |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 1 دی1383ساعت 15:38  توسط علی |
|
||
